رشيد الدين فضل الله همدانى
54
جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )
به رقت او دلها رقيق و خواطر محزون و عيون مبكى شدند . و عرض كرد از خزاين و حلّى و آلات ، مما لا يحصى عدده و لا يعرف أمده ، بر محتاجان و زايران . و در اين سال « 1 » ، در بغداد ، به اشارت خليفه القادر باللّه ، محضرى بستند متضمن قدح علويان مصر كه كاذباند در دعوى نسب به على عليه السلام ، و اصل ايشان از ديصانيان « 2 » و قدّاحيان مجوس است . و جماعتى از محبان و مقربان آل عباس بر آنجا گواهى اشهاد كردند . و خواستند كه نسختهاى آن به اطراف [ 24 ] ممالك فرستند كه بر منابر و مجامع و محافل بخوانند ، وزير خليفه ، رئيس الرؤسا ، مردى عاقل بود گفت مصلحت ما نباشد ، چه همچنانكه تو از اينجا تا به مشرق خليفه و حاكمى ، خلفاى علويه از شام و مصر تا به مغرب خليفه و حاكماند ؛ چون بر اين حال واقف شوند ، همچنين محضرى بندند براى شما و هر آينه جماعتى هواخواهان و دوستداران ايشان اشهاد خود برآنجا ثبت كنند و شما و ايشان هر دو مطعون و مقدوح مسلمانان شويد و ، از نظر عرب مردم ، حرمت و حشمت شما برخيزد . و به سخن او آن را پنهان داشتند . و در سنهء أربع و أربعين و أربع مائة ، ميان بساسيرى و خليفه القائم بامر اللّه وحشتى افتاد . و سببش آن بود كه پسران محلبان ، ابو الغنايم و ابو سعد ، كه متعلقان قريش بن بدران بودند ، به بغداد رسيدند . پس بساسيرى آگاه شد گفت ايشان بىفرمان ما چگونه در شهر آمدند ؟ خواست كه ايشان را بگيرد ، خليفه او را تمكين نداد . بساسيرى از اين حديث برنجيد و گفت اين انبساط وزير كرد . سفينهاى از آن وزير از بصره مىآمد ، بساسيرى آن را منع كرد و گفت تا ضريبه ندهد نگذارم . خليفه از دار الضرب و مشاهده ، وزير اسقاط كرد و گفت بساسيرى همه ولايتها فروگرفت و مستبدّ رأى خود شد . واغوز به بغداد تاختن كردند و تا حلوان غارت و نهب و سبى . تركان بغداد خانه بساسيرى بغارتيدند ؛ بساسيرى مستوحش به جانب سواد رفت ، به مدد نور الدوله دبيس ، كه بنى خفاجه « 3 » به جامعين آمده بودند به قصد او ؛ به اتفاق خفاجه را بزدند و دور كردند . در اين سال ، طغرل بيگ سلجوقى به استدعاى خليفه ، به بغداد آمد به عزم حج و اصلاح راه مكه . خليفه او را بر استيصال خلفاى مصر ترغيب داد كه طغرل به مصر و شام رود و مستنصر را
--> ( 1 ) . از اينجا برمىآيد كه اين محضر در سال 464 بسته شده ؛ ولى در مجمع م آمده : و در اين سال ( 457 ) . ( 2 ) . مجمع د : انصاريان . ( 3 ) . الكامل فى التّاريخ ابن اثير ( سال 446 ) : فى هذا السنة فى رجب قصد بنو خفاجه الجامعين و اعمال نور الدوله دبيس . . . و اجلاهم عن الجامعين پس « جاى معين » كه در اينجا و ص 25 آمده درست نيست و بايد « جامعين » باشد ؛ مجمع د : به جامعين .